3- روضه
در ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده میکنید.

صبح زود بعد از نماز دیگه خوابم نبرد . چند تاتیکه لباس رو اتو کردم و لباسای الف که کهنه و فرسوده شده بود رو جدا کردم . اشپزخونه رو مرتب کردم و روی کابینت ها رو دستمال کشیدم . یه قسمت از میز ناهارخوری رو هم تمیز و مرتب کردم تا وسایلی که کارتن میکنم رو اونجا بذارم . رفتم بالای پشت بام . چقدر به هم ریخته ، چقدر خاکی . همونجا پشت در کارتن ها رو دستمال کشیدم و روی میز چیدم . چای دم کردم و صبحونه رو اماده کردم . قرار بود امروز خودم برم سرکار اما ماشین الف روشن نشد که نشد . منو رسوند سرکار و خودش رفت شرکت . شب قبل الف و باباش پکیج های خونمون رو توی ماشین جا دادن تا امروز کارای نصبش انجام بشه. ظهر پایین بودیم به صرف قرمه سبزی بسیار خوشمزه.
دوباره ساعت 4 تا 6 برق نداشتیم . الف اصلا نخوابید ولی من نتونستم تحمل کنم و بیهوش شدم . ساعت 5 و ربع بیدار شدم . سریعا لباس پوشیدم . نی نی رو هم در حالت خواب بغل زدم . توی ماشین لباسای نی نی رو عوض کردم و سپردمش به مامانم و با مامان الف رفتیم روضه خونگی. خیلی خوب بود . کلی از فامیلای شوهرخواهرم رو اونجا دیدم و سلام علیک . خیلی خوب بود . امسال توفیق روضه ازمون گرفته شده بود و تاسوعا عاشورا توی بیمارستان بودیم. انشاالله چهارشنبه هم یه روضه بریم .
وقتی که برگشتیم حالم خراب بود . دل درد و سردرد با هم قاطی شده بود وحشتناک . نمیدونم چم شده که یه مدته بدجور دل درد دارم . با هزار زحمت شام نی نی رو دادم . الف تن ماهی درست کرد و خوردیم. حالم بهتر شد. یه کمی از وسایل رو هم کارتن کردم . نی نی بدجور خوابش میومد و اشپزخونه رو کن فیکون کرد. برمش توی اتاق و جیش بوس لالا.
میخام چندتا برنامه روتین برای خودم اجرا کنم . اینجا می نویسم و هرکدوم که اجرا شد رو تیک میزنم. یکیش حفظ جز سی با شبکه پویا هست.
برچسب:
نویسنده: iamthere