خرید بک لینک

14- جمعه



قبل از هر چیز یه افرین درست و حسابی باید به خودم بگم که دو هفته طاقت اوردم و هر روز رو نوشتم . همه دست و جیغ و هورااااااا جمعه رو شاید بشه گفت پرماجراترین روزی بود که داشتم . شب قبل نی نی درست نخوابید در نتیجه منم صبح دیر بیدار شدم . سریع چند تا تخم مرغ نیمرو کردم و با الف خوردیم . نی نی هم سرحال تر بود و چندتا لقمه خورد. بابا ظرفهای دیشب رو شسته بود . دیشب بابا یه مقدار مرغ خریده بود که من فقط رسونده بودمش به یخچال تا سر فرصت پاک کنم .

برچسب: نویسنده: iamthere تاريخ: يکشنبه 4 مرداد 1405 ساعت: 23:18

صفحه بندی