خرید بک لینک

شنبه رو شاد و پرانرژی آغاز کردم . هم از ماه صفر خلاص شده بودیم هم اول هفته بود و اغاز تصمیم های تازه.

شش صبح لباس مشکی هام رو انداختم توی ماشین و مشغول مرتب کردن خونه شدم . ناهار گوشت لوبیا گذاشتم تا قبل از اینکه برم سرکار اماده شده باشه . یه قابلمه هم لواشک گذاشتم تا بعد از ظهر صاف کنم و اماده پهن کردن توی افتاب. بعد هم مشغول بسته بندی وسایل شدم . هنوز ساعت هشت نشده بود که دیدم یه موجود فسقلی ، شیشه به دهن با موهای ژولیده از پله ها میاد پایین. دقت کردین بچه هایی که تازه از خواب بلند میشن چقدر خوردنی ان ؟ مخصوصا که خواب خوبی کرده باشن. خلاصه بعد از چلوندن نی نی با الف بساط صبحونه رو اماده کردیم و راهی شدیم . قبلش هم چندبار اجاق گاز رو چک کردم تا مثل دفعه قبل خونه رو به اتیش نکشم.

1- بازی

نی نی رو بردم خونه مامانم و الف منو رسوند سرکار . زودتر از همیشه رسیدم. توی شرکت مشغول بودم و به کارای خودم نرسیدم . چقدر هوا گرم شده بود . همینجور زیر کولر گازی شرشر عرق میریختم . ظهر که رسیدم خونه غذا اماده بود . نی نی توی ماشین خوابش برده بود . شتابان غذا رو خوردیم تا قبل از رفتن برق ها کمی استراحت کرده باشیم . به محض اینکه خواستم بخابم برق رفت . ساعت 4 و دما حدود 44 درجه بود ولی من از شدت خستگی تا 5 خوابیدم و اگه نی نی بیدارم نمیکرد بیشتر هم میخوابیدم. کلافه و خیس عرق رفتم سر فریزر و خودم رو به یه بستنی عروسکی مهمون کردم .

بابای الف رفته بود دنبال نصب کولرهای خونمون . دستش درد نکنه .بنده خدا خیلی خسته شده بود . میخاستم سر الف غر بزنم که تو باید بری دنبال این کارا نه بابات . ولی اصلا حوصله دلخوری و دعوا نداشتم پس ولش کردم تا در یه فرصت مناسب تذکر بدم.

ساعت 8 الف رفت باشگاه و کل کاری که توی این مدت دوساعته انجام دادم غذا دادن به نی نی و نماز خوندن بود. البته با نی نی بازی هم کردم . کتابش رو ورق زدیم و صدای حیوونای توی کتاب رو دراوردم . شکل ها رو با کمک من توی سوراخ های مربوط به خودش می انداخت و دست میزد . نی نی فقط با دهنش صدای موتور درمیاره. اگه یکی از در میومد تو احتمال زیاد پیش خودش میگفت چه زن شلخته ای . وسط یه خونه ترکیده نشسته داره بازی میکنه. ورزش هم کردم . یه اپلیکیشن ورزش در خانه گرفتم . ببینم میتونم باهاش لاغر بشم یا نه .

برای خودمون شام خاگینه درست کردم . کمی هم زعفرون زدم که خیلی خوب شده بود . یه مقداری زیتون دارم اگه بتونم به زیتون پرورده تبدیلش کنم عالیه. الف خیلی خسته بود و نی نی رو هم با خودش برد و خوابوند . منم دیگه حال دوش گرفتن نداشتم . ظاهری یه مرتب کاری کردم و خوابیدم

از زمان آینده انشاالله روتینم رو ادامه میدم . بلند بگو انشاالله

برچسب: نویسنده: iamthere تاريخ: يکشنبه 8 شهريور 1405 ساعت: 20:25

صفحه بندی